عبد الحسين نوايى

24

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

و خطبه به كار برد و همچنين هر سال كاروانى با امير الحاج به مكه فرستد . در سال 1728 ، محمد رشيد افندى از طرف دولت ترك ، جهت تصويب عهدنامه به اصفهان آمد و چند روز بعد در كاخ چهل ستون به حضور اشرف باريافت . در حالى كه اشرف بر تخت جواهرنشان نشسته و تاج شاه سلطان حسين را بر سر نهاده بود . در هنگام شرفيابى سفير ترك ، اشرف در تدارك سفر براى خروج از اصفهان بود تا به قواى طهماسب حمله برد . وقتى سفير ترك اجازهء بازگشت يافت ، اشرف سفيرى به نام محمد خان بلوچ به قسطنطنيه فرستاد . دولت عثمانى وى را به گرمى و احترام تمام پذيرفت . به طورى كه طبق دستور دولت ترك ، در سر راه وى ، همهء منازل را تعمير و سفيد كردند . تا جائى كه سفير « خان سيواسى » يا « خان سفيدگر » خوانده شد . اما اين سفير ، با رفتار خشك خود نتوانست گرهى از كار فروبستهء روابط دو كشور بگشايد و هنگامى كه در راه بازگشت بود ، خبر شكست و خلع و قتل اشرف را شنيد و پس از يك چند ترديد ، نامه‌ها و هدايائى را كه همراه داشت به نادر سپرد . اشرف بعد از آنكه در بقعه حضرت عبد العظيم سپاه طهماسب را در هم شكست و آن شاهزاده به مازندران گريخت ، ديگر به ياد طهماسب نبود بلكه هميشه مىگفت كه بهتر است طهماسب به دو حمله برد زيرا وى حوصلهء جستجوى وى را در كوهها ندارد . با اين همه وقتى خبر فتوحات طهماسب را به دست سردار نيرومندش طهماسبقلى شنيد عازم سركوبى وى شد ، تا بيش از اين نيرو نگيرد . شمارهء سپاه وى را در اين هنگام سى هزار نفر نوشته‌اند . در دوم ماه اوت ( تابستان ) از اصفهان بيرون رفت و در تهران ماند تا بقيهء سپاه وى به وى بپيوندند . طهماسب و طهماسبقلى خان ( نادر ) در 18 صفر 1142 با هشت هزار سپاهى از مشهد بيرون آمدند تا سمنان را از محاصرهء اشرف نجات بخشند . جنگ دو سپاه در مهماندوست دامغان ، در صبح ششم ربيع الاول روى داد و در نخستين نبرد ، نادر با استفادهء دقيق و مؤثر از آتش توپخانه ، افغانها را درهم شكست . پرچمدار اشرف